تبیین ارتباط و انسجام آیات سوره شمس
249 بازدید
موضوع: تفسیر

نحوه ارتباط آیات قسم سوره شمس

    این سوره شامل سه بخش کلی است که در بخش اول، تصویری از خورشید و ظهور و روشنایی آن در روز و همچنین خفاء آن در شب مطرح شده و در بخش دوم این سوره به نفس انسان و الهام خوبی ها و بدی ها بر نفس انسانی اشاره شده و می فرماید: تزکیه و تقوا باعث تجلی نفس ولی فجور، سبب نابودی آن می شود و در بخش سوم به ناقه صالح نبی اشاره و بیان شده که نگهداری و مواظبت از ناقه صالح، موجب رهایی قوم ثمود؛ و مانع شدن از آب خوردن ناقه، سبب نابودی و عذاب آنان خواهد شد.

    هر چند در نگاه اول ارتباط آشکاری بین این سه بخش سوره به چشم نمی خورد ولی با بررسی دقیق مفهوم آیات و توجه به هدف کلی سوره، حلقه های اتصال بین آیات و بخش های مختلف سوره آشکار می شود.

    هشت آیه ابتدای سوره شمس آیات قسم و آیه نهم و دهم، آیات جواب قسم می باشند. اولین آیه سوره شمس به خورشید و خاصیّت نوردهی آن اشاره می‌نماید و اینکه نور خورشید باعث جلوه‌نمایی و ظهور خورشید شده است؛ �وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاهَا؛ سوگند به خورشيد و گسترش روشنى‏اش.�[1] سپس به خصوصیّت ماه که تالی و پشت سر خورشید است اشاره نموده؛ �وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَئهَا؛ و به ماه هنگامى كه از پى آن برآيد.�[2]و در ادامه آیات، به زمان تجلّی و آشکار شدن خورشید اشاره شده؛ �وَ النهََّارِ إِذَا جَلَّئهَا؛ و به روز چون خورشيد را به خوبى آشكار كند.�[3]و در مقابل روز، شب وجود دارد که زمان مخفی‌شدن خورشید است؛ �وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشَئهَا[4]؛ و به شب هنگامى كه خورشيد را فرو پوشد.�[5]

پس از بیان خورشید و ماه و زمان ظهور و خفاء خورشید به دو عرصه مکانی زمین و آسمان اشاره می‌شود؛ �وَ السَّمَاءِ وَ مَا بَنَئهَا * وَ الْأَرْضِ وَ مَا طحَئهَا؛ و به آسمان و آنچه آن را بنا كرد؛ و به زمين و آنچه آن را گستراند.�[6]

    واژه (بنا) به معنای ضمیمه نمودن مواد و اجزاء، برای ایجاد یک هیئت مخصوص است[7]و ضمیر مفرد مونث (ها) به آسمان بر می‌گردد و آیه �وَ السَّمَاءِ وَ مَا[8] بَنَئهَا� یعنی قسم به آسمان و هر آنچه که تشکیل دهنده آسمان است که اشاره به ضمیمه شدن کرات، ستارگان و همه اجسام موجود در فضا دارد که به مجموع اینها آسمان اطلاق می شود و همینطور واژه (طحی) به معنای بسط دادن و گسترش یافتن است[9]و آیه �وَ الْأَرْضِ وَ مَا طحَئهَا� یعنی: قسم به زمین و هر آنچه که زمین را بسط و گسترش داده که مقصود، همان کوه ها و دشت ها و آب های جاری و ... هستند.

در ادامه به نفس انسانی و آنچه که موجب انسجام آن است اشاره شده؛ �وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا؛ و به نفس و آنچه آن را درست و نيكو نمود،�[10] (سوّی) به معنای اعتدال و استقرار یافتن است[11] و عبارت �وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا� یعنی قسم به نفس انسانی و هر آنچه که باعث متعادل شدن و استقرار یافتن این نفس است.

پس از استقرار و اعتدال یافتن نفس، تمامی اسباب خوبی‌ها و بدی‌ها و راه‌های رسیدن به خیر و شر به نفس انسانی الهام شد؛ �فَأَلهَْمَهَا فجُورَهَا وَ تَقْوَئهَا؛ سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است،�[12]

    (الهام) به معنای قرار گرفتن شیء به صورت دفعی بر نفس انسان است[13] و معنای اصطلاحی آن، حدوث و ایجاد علم در نفس انسانی است بدون تعلیم و بدون تجربه و تفکر و شامل معلومات ضروریه و وجدانی و بدیهی می‌شود.[14]

    پس از بیان این آیات و نام بردن از اشیاء و مکان‌های متعدّد، جواب قسم ذکر می‌شود که به صورت دو جمله معطوف بر هم است؛ �قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا * وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّئهَا؛ هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده؛ و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است!�[15]

     واژه (خاب) در لغت به معنای محرومیت و فقدان حصول غرض و آخرین مرحله یأس است و در مقابل آن فلاح قرار دارد که به معنای فتح باب خیر و رحمت و پیروزی است[16] و (دسس) به معنای خفاء و ستر و مخفی نمودن است.[17]

مبحث اول: بیان ارتباط معنایی آیات سوره شمس با جواب قسم

    ابتدای این سوره تصویری از تقابل اشیاء قابل مشاهده و درک، فرا روی مخاطب قرار گرفته و سپس با چند تشبیه ضمنی بین خورشید، ماه، شب و روز با نفس انسانی، او را به تزکیه نفس تشویق می نماید.

    توضیح اینکه؛ خورشید و نورانیت آن در مقابل کُره ماه قرار گرفته که نورانیتی عارضی دارد و تابع خورشید است و همچنین تجلّی یافتن خورشید در روز، در مقابل شب قرار گرفته که پوشاننده و مخفی کننده خورشید است و آسمان و اشیاء آسمانی در تقابل زمین و اجسام زمینی قرار داده شده و این معنی به ذهن القاء می شود که نور و روشنایی، همیشه بر ظلمت و تاریکی غلبه دارد و همیشه صعود و مقام عالی داشتن، برتر از فرود و پستی است.

    توضیح بیشتر اینکه؛ ماه و خورشید، دو کُره آسمانی هستند که خورشید، کُره‌ای نورانی و تجلّی یافته است که عرصه ظهورش به هنگام روز است ولی ماه، کُره‌ای بدون نور است که هنگامی که تاریکی شب، تجلی خورشید را می گیرد، آشکار می شود.

    پس از بیان این مطالب قابل درک، نفس انسانی، به تصویر کشیده شده تا بگوید: ای انسان، نفس تو همان خورشید و تقوای نفس، همان نورانیت خورشید و فجور همان تاریکی شب است و همانطور که روشنایی روز باعث آشکار شدن خورشید می شود، نفس انسان هم اگر تزکیه شود و در نور تقوی قرار گیرد به فلاح و رستگاری می رسد و همانطور که شب، مخفی کننده خورشید است، اگر نفس تو نیز با فجور همراه شود و در تاریکی گناه واقع شود، به نابودی منتهی می شود.

    پس خورشید نماد نفس تزکیه شده و ماه نماد نفس دفن شده در گناه است و همچنین روشنایی روز نماد تقوی و تزکیه نفس بوده و تاریکی شب، نماد فجور و بدیهاست. همچنین آسمان و هر آنچه در آسمان است نماد کمال نفسانی و در مقابل، زمین نمادی برای پستی و نابودی نفس است و این بیان، همان ارتباط کامل بین قسم و جواب قسم است.

    خلاصه اینکه؛ نفس انسانی پس از آنکه تعادل یافت و در حد وسط خوبی و بدی واقع شد؛ نه شایسته بهشت بود و نه عذاب، آنگاه تمامی عوامل و اسباب و راه‌های رسیدن به فجور و بدی ها و تقوی و خوبی ها به او الهام شد و به او خطاب شد: ای انسان بدان؛ اگر این نفس تعادل یافته را در مسیر تزکیه قرار دادی، نجات می‌یابی و رو به فزونی می‌روی و آسمانی می‌شوی، همچون خورشیدی که با نور، همراه شده و تجلّی و ظهور پیدا نموده؛ �قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا� امّا اگر این نفس را با تاریکی‌ها مخفی نمودی و در مسیر ظلمت و گناه قرار دادی باید بدانی که ظلمات و تاریکی‌های شب، آن نفس را به نابودی می‌کشانند و نفس را زمینی و پست می‌کنند؛ �وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّئهَا�.

 مبحث دوم: استعاره ناقه صالح از نفس انسانی

    پس از بیان تشبیه و تمثیل بین خورشید و نفس انسانی، شاهدی تاریخی و حادثه ای واقعی را بیان می نماید که همان حادثه نابودی قوم ثمود است؛ زمانی که پیامبرشان از آنها خواسته بود از (ناقه) مواظبت کنند و به او آب دهند؛ �فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها؛ پس فرستاده خدا به آنان گفت: ناقه خدا و آبشخورش را [واگذاريد]�[18] امّا قوم ثمود، مانع آب خوردن آن ناقه شدند و به خاطر همین سرپیچی و طغیانگری، مورد عذاب الهی قرار گرفته و با زمین یکسان شدند.[19]

    این داستان تاریخی، تناسب زیادی با دو بخش قبل سوره دارد، (ناقه) صالح استعاره از (نفس) است و همان طور که خداوند نسبت به تزکیه نفس، به انسان هشدار داد؛ حضرت صالح نیز نسبت به مواظبت ناقه، سفارش نمود و همان طور که انسان‌ها به وسیله گناه و معصیت و بی‌توجهی نسبت به نفس، دچار عذاب و قهر الهی می‌شوند؛ قوم صالح نیز به خاطر طغیان گری و منع ناقه از خوردن آب، به عذاب الهی دچار شدند.

    پس (نفس) از طرفی به خورشید و ماه تشبیه شده و از طرف دیگر به ناقه صالح تشبیه شده تا عالیترین درجه بلاغت و ارتباط و پیوستگی آیات را در این سوره به تصویر بکشد.

    ابتدای این سوره تصویری از تقابل اشیاء قابل مشاهده و قابل درک، فرا روی مخاطب قرار گرفته و سپس با چند تشبیه استعاری بین خورشید، ماه، شب و روز با نفس انسانی، او را تشویق به تزکیه نفس می نماید و در آخر سوره برای درک بهتر از عاقبت نفس، داستان ناقه صالح را بیان نموده تا نتیجه طغیانگری آنان نسبت به ناقه را به تصویر بکشد.

    یکی از حلقه های اتصال سه بخش کلی این سوره؛ واژه های (يَغْشَاهَا، دَسَّاهَا، دَمْدَم) می باشد که هر سه، به معنای مخفی کردن و پوشاندن می باشند. فاعل (يَغْشَاهَا) شب است که مخفی ‌کننده نور است و فاعل (دَسَّاهَا)، انسان است که با بی‌توجهی به نفس موجب دفن شدن و عذاب آن می‌شود و فاعل (دَمْدَم) خداوند است که قوم ثمود را به خاطر طغیان و بی‌توجهی به ناقه با خاک یکسان نمود.

 



[1] - شمس/1.

[2] - شمس/ 2.

[3] -شمس/ 3.

[4] - ضمایر مفرد مونث (ها) در این چهار آیه به (شمس) بر می گردد.

[5] -شمس/ 4.

[6] - شمس/ 5و6.

[7] - التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏1، ص 345

[8] - (ما) موصوله غالبا برای غیر ذوی العقول می آید و مفسران (ما) در دو آیه 5 و 6 سوره شمس، را برای خداوند دانسته و به توجیهاتی روی آورده اند؛ اما طبق تفسیر ارایه شده اشکال نحوی و سیاقی وجود ندارد.

[9]-  التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج7، ص64.

[10] - شمس/ 7.

[11] - التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج5، ص278.

[12] - شمس/ 8.

[13] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج10، ص264 و مفردات ص 748.

[14] - التحرير و التنوير، ج‏30، ص: 326.

[15] - شمس/ 9و10.

[16] - التحقيق في كلمات القرآن، ج‏3، ص 156؛ معجم المقاييس اللغة، ج‏2، ص 232

[17] - التحقيق في كلمات القرآن، ج‏3، ص 212.

[18] - شمس/ 13.

[19] - شمس/ 14.