نحوه ارتباط و انسجام آیات سوره نازعات
136 بازدید
موضوع: تفسیر

    محتواو محور اصلی سوره نازعات، اثبات معاد و قیامت برای مقابله با شبهات منکرین قیامت می‌باشد که با روش‌های بیانی مختلف، به اثبات امکان وقوع آن می‌پردازد.

    برای فهم بهتر ارتباط آیات این سوره و بیان مقصود آیات قسم، ابتدا به بیان واژگان غریبو بیان مقصود آیات ابتدای این سوره می‌پردازیم.

«وَ النَّازِعَاتِ غَرْقًا»[1] (نزع) به معنای خارج کردن و جابه‌جانمودن و جذب و قلع شیء از مکانی است به صورتی که هیچ چیز آن باقی نماند و اسم فاعلآن به معنای فرد جدا کننده و خارج کننده‌ای است که شیء یا چیزی را از محل یا مقامی جدا و به جای دیگری منتقل می‌کند.[2]زمانیکه واژه (غَرْقًا) در کنار ماده (نزع) قرار می‌گیرد به معنای انتهاء دادن در کاری و به نهایت رساندن و توفّای آن امر است.[3] امام علی (ع) میفرمایند: (لقد أغرق‏ في النزع) یعنی: آن امر را به نهایت رساند و تمام کرد.[4]

    بر اساس شواهد قرآنی، مقصود از (نازعات) فرشتگان و مأمورانی هستند که به امر خداوند، ذرات و جان‌های انسان‌ها را جدا نموده و پس ازجدا شدن بدن‌های آنها از دل خاک، آنها را به جهان دیگر منتقل می‌نمایند چنانچه درآیات قرآن در توصیف همین وظیفه فرشتگان به صراحت آمده؛ «الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ...؛ همانان كه فرشتگان جانشان رامی گيرند؛»[5]؛«فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُالْمَلائِكَةُ...؛پس حال و وضعشان زمانى كه فرشتگان جانشان را می گيرند، چگونه خواهد بود؟!»[6]که در این دو آیه به جدا نمودن کامل بدن انسان از زمین، توسط ملائکه تصریح شده وآیه؛ «تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنهَُّمْ أَعْجَازُ نخَْلٍ مُّنقَعِر؛ كه مردم را [از زمين‏] برمیكند گويى تنه‏ هاى نخلى بودند كه ريشه كن شده‏ اند.»[7]بر همین مضمون دلالت دارد و ماده نزع در این دو آیه، طبق معنای بیان شده استعمال شده است.

«وَ النَّاشِطَاتِ نَشْطًا»[8] واژه (نشط) به معنای عمل به وظیفه باطیب نفس و اقبال و رضایت مندی کامل است همچنین به حرکت و جنبش سریع و پر تحرک نیزنشط اطلاق می‌شود[9]و (الناشطات) یعنی کسانی که با سرعت و تحرک، وظیفه خود را انجام می‌دهند و برانجام آن رضایت کامل دارند.

«وَ السَّابِحَاتِ سَبْحًا * فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا»[10] به حرکت پر شتاب در مسیری معین، بدون انحراف و ضعف (سبح) اطلاق می‌شود[11]و در آیه شریفه؛ «لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغي‏ لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَكُلٌّ في‏ فَلَكٍ يَسْبَحُونَ؛نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى می گيرد؛ و هر كدام درمسير خود شناورند.»[12]همین معنا مقصود است؛ بنابراین (سابحات) فرشتگانی هستند که با حرکتی پر شتاب، درمسیری معین در حرکتند و هیچ انحراف و ضعفی در مسیر رسیدن به مقصود ندارند.

   واژه(سبق) به معنای تقدّم در مسیر، برای رسیدن به هدفی معیّن است.[13] این واژه درقرآن کریم، غالباً به معنای سبقت در خیرات استعمال شده مانند؛ «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ؛ و پيشى گيرندگان [به اعمال نيك‏] كه پيشى گيرندگان [به رحمت و آمرزش‏] اند،»[14]؛ «أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ؛اينانند كه در كارهاى خير میشتابند، و در [انجام دادن‏] آن [از ديگران‏] پيشی میگيرند.»[15]

«فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً * يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَة * تَتْبَعُهَا الرَّادِفَة»[16] (دبر) به معنای انديشيدن و عاقبت بينی در كارها و مرتب نمودن در جایگاه‌های مخصوص برای رسیدن به اهداف و عاقبت امر میباشد و به معنای تبعیت و پیروی نیز می‌آید[17] مانند: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ...؛ آيا در قرآن نمیانديشند»[18]یا آیه؛ «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ...؛ اين كتاب پربركتى است كه آن را بر تو نازل كرده‏ايم تا آياتش را تدبّر كنند»[19]

   واژه(رجف) به معنای لرزش و اضطراب شدید و یا زلزله‌ای سخت است[20]و نکته‌ای که درترجمه آیه «يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَة» باید توجه داشت،متعلَّق ظرف زمان (یوم) است، این ظرف بر اساس سیاق آیات متعلِّق به (الْمُدَبِّراتِ) می‌باشد و (يَوْمَئذ)در آیۀ هشتم، بدل از این (یوم) است.

   باروشن شدن واژگان و توجه به خصوصیت معنای حروف عطف (واو) و (فاء) می‌توان ترجمه تحت‌اللفظی زیر را برای این آیات در نظر گرفت: قسم به آن افراد و اشخاصی که جدا کننده و خارج کننده نفوس برای انتقال کامل آنها به مکانی دیگر هستند؛ «وَ النَّازِعَاتِ غَرْقًا» و این افراد با علاقه شدید و رضایت کامل با سرعت به وظایف خود عمل می‌کنند؛ «وَ النَّاشِطَاتِ نَشْطًا» و بدون هیچ انحراف و ضعفی در مسیری مشخص شده با شتاب، در حرکت هستند؛ «وَ السَّابِحَاتِ سَبْحًا» و چون اشتیاق شدید وشتاب در عمل دارند برای رسیدن به هدف از یکدیگر پیشی و سبقت می‌گیرند؛ «فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا» بنابراین امری عظیم و بزرگ را به صورت منظم به تحقّق می‌رسانند؛ «فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» و تدبیر این امرعظیم روزی واقع می‌شود که زلزله‌ای سخت می‌آید؛ «يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ» و باز به دنبال آن یک زلزله دومی (نفخ صور دوم) واقع می‌شود؛ «تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ».

مبحث اول: ارتباط آیات قسم سوره نازعات

   قبلااز بیان ارتباط آیات با یکدیگر، باید توجه داشت که این سوره در جواب منکرین معاد وقیامت آمده و شبهه اصلی این منکرین این است که آیا خداوند قدرت برگرداندن و زنده نمودن استخوان‌های پوسیده شده را دارد؟[21] «يَقُولُونَ أَ ءِنَّا لَمَرْدُودُونَ فىِ الحَْافِرَة؛ میگويند: آيا ما[پس از مرگ‏] به همان حالت اول [كه در دنيا بوديم‏] باز گردانده میشويم؟»[22]وچون سؤال و شبهه اصلی آنها در مورد امکان و قدرت حدوث معاد است؛ خداوند در جواب این شبهه، یک سیستم منظم و لشکری گوش به فرمان از ملائکه را به تصویر می‌کشد، تابه منکرین بفهماند که همه ابزار و مقدمات، برای آن امر مهم و عظیم، فراهم است.

    بنابراین لشکری عظیم و مشتاق و مطیع را در مقابل منکران، به نمایش می گذارد؛ لشگری ازفرشتگانی که با جدّیت و اطاعت محض خود بدون هیچ خطا و انحرافی به انجام وظایف خودمی‌پردازند و برای تحقق و تدبیر امر معاد و قیامت، از یکدیگر سبقت می‌گیرند.

    درنتیجه آیات ابتدایی این سوره، جوابی مستدل است برای منکرین قیامت، آنهایی که وقوع قیامت را امری مُحال می‌دانستند.

    مضمون این آیات در کلام امام علی(ع) در کتاب شریف نهج ‌البلاغه خطبه 91 معروف به خطبه اشباح و همچنین دعای سوم صحیفه سجادیّه به وضوح دیده می‌شود و اوصافی که این دوامام، از ملائکه الهی بیان نموده‌اند در واقع شرح و تفسیر همین آیات است.

    ارتباط آیات سوره نازعات در راستای امکان معاد به صورت فشرده بر اساس ترتیب آیات بدین گونه می باشد:

الف) ارائه تصویری از آماده به خدمت بودن مأمورین تحقّق امر معاد. (آیات 1 تا 5)

ب) وقوع قیامت با دو زلزله شدید پی درپی و ترسان بودن منکرین قیامت در آن روز. (آیات 6 تا 9)

ج) عده‌ای با اشاره به استخوان‌هایپوسیده با تمسخر وقوع قیامت را انکار می‌نمایند. (آیات 10 تا 12).

د) انکار قیامت عواقب ناگواری برایمنکرین خواهد داشت. (آیات 13 و 14)

هـ) قوم فرعون پس از مشاهده نشانه‌های یقینی از سوی حضرت موسی به انکار پرداخت و برای مقابله با موسی تلاش نمود، ولی به عقوبت و جزای بدی رسید و خداوند او را برای شما عبرت قرار داد. (آیات 15 تا 26)

و) نمایش قدرت الهی در آسمان و کوه‌ها وزمین و شب و روز و اجرام آسمانی برای اثبات امکان قدرت الهی (آیات 27 تا 33).

ز) مدت زمان این دنیا روزی به سر می‌رسدو همگی نابود می‌شوند و آنچه باقی می‌ماند اعمال خوب و بد انسان‌هاست و براساس آن،مجازات شده یا پاداش داده خواهند شد. (آیات 34 تا 41)

ط) زمان وقوع این حادثه را فقط خداوندمی‌داند و اصلاً مجموع حیات دنیا به اندازه غروب یا نیم روزی بیشتر نیست، پس چرااز زمان پایان این مدت کوتاه سؤال می پرسید؟ (آیات42 تا46)


[1] - نازعات/1

[2] - مفردات ألفاظ القرآن، ص 798؛ التحقيق في كلمات القرآنالكريم، ج‏12، ص 79.

[3] - التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏7، ص 211 معجمالمقاييس اللغة، ج‏4، ص 418.

[4] - لسان العرب؛ ج ‏10، ص286.

[5] - نحل/ 28.

[6] - محمد/ 27.

[7] - قمر/ 20.

[8] - نازعات/ 2

[9] - مفردات ألفاظ القرآن، ص 806؛ معجم المقاييس اللغة،ج‏5، ص 426؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏12، ص 126.

[10] - نازعات/ 3و4

[11] - مفردات ألفاظ القرآن، ص 392؛ التحقيق في كلمات القرآنالكريم، ج‏5، ص 20

[12] - يس/ 40.

[13] - التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏5، ص41.

[14]  - واقعة/ 10.

[15] - مؤمنون/ 61.

[16] - نازعات/ 5و6

[17] - مفردات ألفاظ القرآن، ص 307؛ الطراز الأول، ج‏7، ص414.

[18] - محمد/ 24.

[19] - ص/ 29.

[20] - معجم المقاييس اللغة، ج‏2، ص 491؛ لسان العرب، ج‏9،ص113؛ قاموس قرآن، ج‏3، ص57.

[21]-  فعل مضارع(یقُولُون) دلالت بر استمرار و تکرار شبهه افکنی آنها دارد و جار و مجرور (فىِالحَْافِرَة) حال است از فاعل (مَرْدُودُون) و به معنای حفره قبر است، یعنی آیا درحالی که ما در قبرها تبدیل به استخوان‌هایی شده‌ایم دوباره ما را زنده می‌کند و برمی‌گرداند؟

[22] - نازعات/10.